بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
ﺣﺪﻳﺜﻰ آﻳﻪ ای ﭼﻴﺰی ﺑﺨﻮن ﻣﺎدر ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻢ
ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻢ ﻛﻪ اﻳﻨﺠﺎﻳﻰ و از ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﭘﻨﻬﻮﻧﻢ
ﺑﻐﻞ وا ﻛﻦ واﺳﻪ ﭘﺮواﻧﻪ ﻫﺎی ﭘﻴﺮﻫﻨﻢ ﺷﺎﻳﺪ
ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺗﻴﻜﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺗﻮی آﻏﻮﺷﺖ ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﻢ
ﺣﺪﻳﺜﻰ آﻳﻪ ای ﭼﻴﺰی ﺑﺨﻮن ﻣﺎدر ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻢ
ﭘﺮﻳﺸﻮﻧﻢ ﻛﻪ اﻳﻨﺠﺎﻳﻰ و از ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﭘﻨﻬﻮﻧﻢ
ﺑﻐﻞ وا ﻛﻦ واﺳﻪ ﭘﺮواﻧﻪ ﻫﺎی ﭘﻴﺮﻫﻨﻢ ﺷﺎﻳﺪ
ﺑﺘﻮﻧﻢ ﺗﻴﻜﻪ ﻫﺎﻣﻮ ﺗﻮی آﻏﻮﺷﺖ ﺑﭽﺴﺒﻮﻧﻢ

زهی زیبا جمالی این چه روی است
زهی مشکین کمندی این چه موی است
ز عشق روی و موی تو به یکبار
همه کون مکان پر گفت و گوی است
از آن بر خاک کویت سر نهادم
که زلفت را سری بر خاک کوی است
چو زلفت گر نشینم بر سر خاک
نمیرم نیز و اینم آرزوی است
چه جای زلف چون چوگانت آنجا
که آنجا صد هزاران سر چو گوی است
برو ای عاشق دستار بگریز
که اینجا رستخیز از چار سوی است
تو کار خویش میکن لیک میدان
که کار او برون از رنگ و بوی است
به خود هرگز کجا داند رسیدن
اگر عطار را عزم علوی است
«عطار نیشابوری»