از گذشته رها

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

علی جان

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۲۸، 22:6

علی قصد شفاعت گر کند در روز رستاخیز

صدای من من شیطان ز محشر زند بیرون

خب خب

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۲۸، 14:59

سلام

منه ایماندی رقیه ...

من بازگشتم ازم نپرسید چی شد حتی ابراز خوشحالی هم نکنید.

فقط من برگشتم همین ...

میخوام بفهمم

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۱۶، 0:16

جالبه توی زندگیم خیلی وقتا ترسیدم ولی هروقت به این تموم شدن فک کردم هیچ ترسی ازش نداشتم اشتیاق هم داشتم

یه دوستی میگفت اگه روزی که بمیریم خدا بگه هیچ حکمتی در کار نبوده و هر بلایی که سرت اومده از خریت خودت بوده. اون وقت چیکار کنیم

میخوام بفهمم حکمت بوده یا خریت.

صحنه ی باشکوهی میشه جهانی بدون امین.

خیلی قشنگه...

خود تخریبی

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۱۵، 23:23

سلام

تا حالا توی عمرم به تموم کردن ماجرای خودم زیاد فکر کردم

ولی یه مدته عجیب دارم روش تمرکز میکنم

راه های زیادی برای تموم کردن این ماجرا بلدم

راه های پردرد و بی درد

راه هایی که شاید شما توی دارک ترین تصوراتتون هم نمیبینید.

دیگه طاقت این همه درد رو ندارم

بطرز شگفت آوری میخوام تمومش کنم

شاید تمومش کنم...

من نوشت

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۱۴، 16:23

سلام

میخوام بی هوا بنویسم

نمیدونم چرا نمیتونم یه رابطه ی خوب داشته باشم

شایدم من تصورم از رابطه ی خوب مناسب و خودخواهانه باشه

شایدم هنوز اونقدر بزرگ نشدم که بتونم کافی باشم

همیشه حس ناکافی بودن دارم

انگار برای هیچ چیز و هیچکس کافی نیستم

(دلم میخواد یکی در مورد کافی نبودن دهن گشادش رو باز کنه بخواد چوسی فلسفی بیاد تا دهنشو جر بدم )

کسی حق نداره در مورد اینی که گفتم نظر بده

هر بار که یه رابطه ی جدید شروع میکنم سعی میکنم کافی باشم

سعی میکنم تلاش کنم مخاطبم حس امنیت و آرامش بهش دست بده

سعی میکنم کافی باشم

ولی هر بار خراب میشه

یهو طرف میزنه به چاک

خب لامصب حداقل بگو چرا

حداقل بگو کدوم رفتار گوهم باعث شد اینجوری کنی

چی شد که یهو تصمیم گرفی بری

این حس بی ارزش بودن بهم میده

دلم ممیخواد یکی بهم وابسته باشه

دلم میخواد دنیای یکی باشم

دلم میخواد حس تمام و کمال بودن به یکی بدم و یکی بهم بده

هر بار خرابه...

نا امید شدم...

میدونم بلد نیستم خوب حرف بزنم

میدونم خوب بلد نیستم رفتار کنم

ولی تا یکی کمکم نکنه نمیتونم درستش کنم

چرا بین این همه مخلوق خدا یکیشون نیست به من کمک کنه

یعنی اندازه ی یه کمک هم برای خدا ارزش ندارم؟

یعنی حتی خدا هم ولم کرده؟

اینجوری؟

من نمیگم یه موجود بی نقصم

ولی حداقل تو که خدایی و بزرگواری مددی

من که بهت اون همه اسم رو نگفتم تو خودت اون همه اسم برای توصیف خودت گذاشتی

یعنی توام روی حرفت نیستی؟

یا من روی حرف تو نیستم

یا من برات ارزش ندارم

چرا نمیرسی بهم؟

نکنه یادت رفته منم هستم...

با تاخیر

EMDi ۱۴۰۱/۱۰/۰۳، 18:25

سلام

یلدات مبارک طولانی ترین و خواستنی ترین خاطره ی شیرین من.

( برای یه آدم تاثیرگذار که هر وقت شد بهش گفتم چقدر روی زندگیم تاثیر داشته)

بِسْمِ ٱللَّٰهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
امیرالمؤمنین امام علی عليه السلام:

آن که عیوب مردم را بنگرد و آن
را ناپسند داند سپس براى خود
روا داند احمق واقعى است.